| سایت های مرتبط |
![]() |
| ارسال مطلب به اینک فلسفه |
| Related Links |
| صفحه نخست l درباره ما l تماس با ما l آرشیو l پیوندها l گروه اینترنتی l لینک به ما l شهر فلسفه l آر اس اس |
![]() |
| خبر l مقاله l گزارش l یادداشت l ترجمه l گفت و گو l کتاب و نشریات l پرونده l تجربههاي ديگر |
| موضوع: | |
یاسر پوراسماعیل: سخن من اصلاً درباره این نیست که انجیل یا قرآن تحریف شده اند یا نه. نکته این است که این کتب چه تحریف شده باشند یا نه، کتب مقدس گروه فراوانی از دین گروان به شمار می روند و ادیان بزرگ ابراهیمی به آنها استناد دارند. اما در عین حال مطالبی در این کتب به چشم می خورد که در ابتدای نظر با اصول اخلاقی سازگار نیستند و دین پژوهان نیز آن متون را با توجه به این نکته تاویل و تفسیر می کنند. اگر خود این متون مقدس منابع و سرچشمه های اخلاق بودند، این دین پژوهان با چه ابزاری این تاویلات را انجام می دهند؟ پس معلوم می شود معیاری فرادینی برای تشخیص اخلاق وجود دارد. همان طور که در نوشته قبلی تصریح کردم، سخن من این نیست که ضرورتاً این متون با اخلاق ناسازگارند.
بحث فطرت را هم مطرح نمودید باید گفت: اساساً مفهوم فطرت جزو مفاهیم مبهم و تقریباً بی معنا است؛ آیا منظور از آن چیزی شبیه غریزه است که از بدو ولادت در وجود انسان قرار گرفته یا فطرت چیزی شبیه بازتابهای روانی (در روان شناسی) است و یا همان درک عمومی مبتنی بر قرارداد است و ووو؟ پس خود فطرت چندان مفهوم روشنی ندارد که اخلاق را به وسیله آن تمییز دهیم.
و اما اینکه معیار اخلاق چیست؛ این مسأله از معضلات فلسفه اخلاق است که هنوز نظر قاطعی راجع به آن وجود ندارد. قرارداد اجتماعی، نهاد الهی، دین، سنت، و ... نامزدهای این منصب اند اما همچنان این امر مشخص نیست. برای من همین قدر مسلًم است که دین را نمی توان معیار قرار داد زیرا خود ما مسائل به ظاهر منافی اخلاق دین را با معیاری دیگر تبیین می کنیم.
اما اینکه نوشتید: ازدواج با زن شوهردار و یا حتی داشتن رابطه با او در جهان غرب نه تنها خلاف عرف اخلاقی نیست بلکه نوعی تنوع به حساب می اید، از شناخت سطحی نسبت به جامعه غرب سرچشمه می گیرد. ازدواج غیر از رابطه نامشروع بیرون از ازدواج است. در غرب هم نه یک زن در آن واحد می تواند دو شوهر داشته باشد و نه یک مرد دو زن.
همواره کامیاب باشید!
|
لینک مستقیم به مطلب
|
| موضوع: مقاله | |
به روزگار ما شاخه بديع و بكرى در عرصه تأملات فلسفى به ميدان آمده است كه اصطلاحاً تحت عنوان «فلسفه ميان فرهنگى» ناميده مى شود. اين گرايش جديد فلسفى بركات فراوانى در پى داشته است و بنيان هاى استوارى براى مفاهيم تحمل، مدارا و گفت وگو تدارك ديده است. گو اينكه اين گرايش فلسفى در مقياس جهانى، هم اينك هويت و حيثيتى مستقل يافته اما مع الاسف در فضاى فرهنگى ايران چندان كه شايسته است برگ و بار نيافته است. مرتضى قاسم پور، استاد فلسفه هنر و زيبايى شناسى در دانشگاه كلن آلمان است كه در عين حال از بنيانگذاران جامعه بين المللى فلسفه ميان فرهنگى در اين كشور به شمار مى آيد. وى چندى پيش مبانى فلسفه ميان فرهنگى را خطاب به پاره اى از اهل نظر در خانه هنرمندان ايران به بحث گذاشت. مقاله حاضر، صورت مكتوب و ويراسته آن گفتار است كه اخيرا «روزنامه ايران» آن را در دو بخش منتشر ساخته است. متن كامل اين سخنراني را بخوانيد.
|
لینک مستقیم به مطلب
|
| موضوع: | |
دانشجو: شاهد مثال آوردن از متن تحریفی درست نیست.
اما پاسخ یاسر پوراسماعیل را بخوانید:
با سلام و لطف شما. اولا ادعای تحریف در انجیل یک پیش فرضه که باید اثبات کنید و در فلسفه- ما بدون پیش فرض و بدون پایبندی به هیچ گونه عقیده ای بحث می کنیم. ثانیا اگر قرآن به نظر شما تحریف نشده باشهف در قرآن هم از این شاهد مثالها خیلی بیشتره و نمی خواستم اونها را مطرح کنم تا مساله یا جنجالی درست نشه. ولی حالا که مطرح کردید چند تا مثال ساده می زنم. یک مثال که آقای مجتهد شبستری هم روی اون خیلی مانور داده مساله ذبح فرزند توسط ابراهیمه که خیلی درباره اش بحث کردند و این نشون می ده که اصل مساله قابل هضم نیست و نیاز به توجیه داره. مساله دیگه آیه قرآنه که الان تو ذهنم نیست ولی میتونید خیلی راحت پیداش کنید: وقتی با مشرکین میجنگید زنهای اونها را که اسیر گرفتید به ازدواج خودتون دربیارید. در حالی که اسلام مثل همه مکاتب دیگه ازدواج همه اقوام و ملتها حتی ازدواج مشرکان را هم به رسمیت شناخته و ازدواج با زن شوهر دار خلاف درک عام اخلاقی است. مساله دیگه قتل مشرکین فقط و فقط به خاطر عقایدشون: اقتلوهم حیث ثقفتموهم (سوره بقره). و کلی موارد دیگه. من نمیگم که این مسائل ضرورتا غیر اخلاقیه. مدعای من اینه که اساسا وجود چنین مضامین مبهمی در متون مقدس دینی اونها را از این اعتبار که سرچشمه باورهای اخلاقی باشند می اندازه. چون همین که ما مجبوریم این مضامین را توجیه کنیم خودش نشون می ده که خود متن دینی منبع اعتقادات اخلاقی ما نیست بلکه ما یه ملاک و منبع دیگه داریم که حتی متون دینی را هم با اونها تنظیم می کنیم. امیدوارم سو تفاهمی پیش نیاد.
با ارادت و تشکر فراوان.
|
لینک مستقیم به مطلب
|
| موضوع: | |
موضوع جالبی را مطرح کردید. به نظر میرسه نه تنها ادیان موجود را نمیشه تنها منشا اخلاق دونست بلکه در بعضی مسائل مطرح شده در اونها مسائلی وجود دارند که با درک عام یا common sense در تعارضه و حتی طرفداران اون دین هم سعی می کنند اون مشکلات را با توجیه و تفسیرها و حمل بر معانی مختلف اونها را حل کنند. به عنوان نمونه وقتی عیسی در انجیل متی آیه 34 از فصل دهم اینطور میگه: «گمان نکنید من آمده ام تا صلح به زمین آورم، نیامده ام که صلح بیاورم بلکه شمشیر. من آمده ام تا میان پسر و پدر، دختر و مادر، عروس و مادر شوهر اختلاف بیندازم. دشمنان شخص اعضای خانواده او خواهند بود... کسی که به خاطر من زندگی خود را از دست بدهد زندگی او در امان خواهد بود» و در آیه 4 از فصل پانزدهم همان می گوید: «خدا فرمود ...هر کس به پدر یا مادر خود ناسزا گوید باید کسته شود»! در کتب آسمانی دیگر نیز نظایری برای این دست از مسائل منافی اصول اخلاقی مورد درک عام فراوان است. همین که طرفداران این ادیان مجبورند این آموزه های موجود در متن کتب مقدس را توجیه کنند موید این نکته است.
اما اگر بحث سر این است که آیا اعتقاد به خدا چه در قالب دین باشد و چه نباشد منشا پایبندی به اخلاق است، باز باید گفت تصور افراد از خدا متفاوت است. خدای ادیان ابراهیمی معمولا خدایی است که در همه مسائل زندگی دخالت می کند و خدای برخی خدا پرستان غیر متدین خدایی است که تنها افاضه وجود می کند اما خدای دارای اراده در تمام مسائل هستی نیست. اینگونه تصورات پاسخهای متفاوتی را به پرسش شما می طلبند که بهتر است لحاظ شوند.
وبلاگ تخصصی فلسفه ذهن ، یاسر پوراسماعیل
|
لینک مستقیم به مطلب
|
| موضوع: | |
آيا دين برای اصول اخلاقی امری اجتناب ناپذير است؟ بسياری از انسانها انكار منشا الهی اخلاقيات را نه تنها اهانت بار كه كفر آميز تلقی میكنند. مطابق با نظر آنها يك وجود الوهی احساس اخلاقی ما را به وجود آورده است و يا اين كه ما اخلاق را از تعاليم اديان تشكل يافته آموخته ايم. اما به باور آنها هر كدام از اين دو نظر هم كه درست باشد، در هر حال ما نيازمند دين هستيم تا بتوانيم رذيلتهای كه در طبيعت ما نهفته است را فرونشانيم. به تعبير كاترين هپورن در فيلم « ملكهی آفريقا » دين برايمان امكان پذير میسازد كه خود را در جايگاهی بسيار بالاتر از « مادر پير زشت طبيعت » قرار دهيم زيرا (دين به ما) نوعی قطب نمای اخلاقی ارزانی میدارد.
|
لینک مستقیم به مطلب
|
| موضوع: | |
سعید ناجی پژوهشگر پژوهشگاه فرهنگ و مطالعات علوم انسانی در نشست فلسفه برای کودکان و نوجوانان که سال گذشته در خبرگزاری "مهر" برگزار شد درباره مفهوم فلسفه برای کودکان، برنامه ، اهداف، نتایج این برنامه از دیدگاه لیپمن سخن گفته است که برای آشنایی دوستان با این مبحث به نقل آن می پردازیم ....
|
لینک مستقیم به مطلب
|
| موضوع: خبر | |
توجه و اقبال به مباحث و آثار فلسفي در دو دهه اخير از روند خوبي برخوردار بوده و آثار ارزشمندي در حوزه فلسفه غرب به فارسي ترجمه شده و همايشها و نشستهاي گوناگوني درباره آثار فلسفي و فيلسوفان اسلامي و غربي برگزار شده است...
|
لینک مستقیم به مطلب
|
| موضوع: | |
جستار زیر تلخیص مقاله ای است از "سید مهدى سجادى" استادیار دانشگاه تربیت مدرس درباره نسبت میان فلسفه و تدریس که در شماره 14و 15فصلنامه حوزه و دانشگاه به چاپ رسیده است .
|
لینک مستقیم به مطلب
|
| جستوجو در اينك فلسفه |
|
|
| از سایتهای دیگر |
|
:: گفتوگو با حمید طالبزاده رئیس انتشارات دانشگاه تهران :: انتقاد رئیس فرهنگستان علوم از وزارت علوم :: در ستایش زبالهگردی :: غبارزدایی از چهره سعدی؛ گزارشی از نشست «تصویری جامع از سعدی» در شهر کتاب :: چرا تلاشهای روشنفکری در ایران به ثمر نمی رسد؟ :: ما روشنفکر بومی نیستیم :: اهمیت رواج فلسفه در مدرسههای ایران :: مشکل دانشجویان فلسفه، نداشتن قدرت تحلیل است در گفتگو با دکتر حسین شیخ رضایی :: مشکلات تدریس فلسفه در ایران در یادداشتی از دکتر عبدالکریم رشیدیان :: مشکلات تدریس فلسفه در ایران؛ یادداشتی از دکتر منوچهر صانعی دره بیدی :: گفت وگو با دكتر «رضا داورى اردكانى» درباره فوتبال :: همنشینی با افلاطون و دریدا :: آسیب شناسی آموزش فلسفه در ایران در گفتگو با دکتر سروش دباغ :: گزارش لحظه به لحظه از مناظره الوین پلانتینگا و دنیل دنت درباره نسبت میان خداباوری و تکاملگرایی :: خردنامه صدرا در فهرست نشریات تخصصی فلسفی جهان |
| عضویت در خبرنامه |
| دعوت از دوستان |
![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
|
|
all rights reserved © 2008 Isphilosophy استفاده و بازنشر مطالب اینک فلسفه با ذكر منبع بلامانع است نظر نویسندگان لزوماً موضع اینک فلسفه نیست |